تبليغاتX
.::عشق به سينما-- موسیقی- -نقاشی- و ...
منوي اصلي
صفحه اول
فهرست مطالب وبلاگ
پروفايل
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
قالب وبلاگ


نويسندگان


آرشيو ماهانه
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384


آخرين مطالب ارسالي
- چارلی چاپلین
- استنلی کوبریک
- جاده مالهالند
- پیر پائولو پازولینی(کارگردان ایتالیایی)
- فرانسیس فورد کاپولا
- کته اشمیت کلویتز(نقاش و مجسمه ساز)
- نیکو خردمند(درگذشت)
- امیل نولده
- معرفی کامل فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا»
- Inglourious Basterds


طراح قالب

Template By: Tempha.com


تبليغات


چارلی چاپلین

چارلی چاپلین

 

پرونده:Charlie Chaplin.jpg

 

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و همین‌طور یک کارگردان و موسیقی‌دان برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. اکثر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند. چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان بعنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ بهمراهی تعدادی از دوستان سینمایی اش اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد. در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی ۲۰۰۸ ,مارتین سیف می‌نویسد: چاپلین فقط بزرگ نبود, او غولی بود.

 

در دوران جوانی:

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان, اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش می‌آموزد. پدرش یک الکلی می‌شود و کمتر با چارلی ارتباط دارد. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی می‌شود و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری می‌شود. مستخدمهٔ پدر , چارلی را به همراه برادرش به مدرسه می‌فرستد و پدر زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود , می‌میرد. بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز می‌شود که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد , یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادر برخورد می‌کند و مادر چاپلین خون آلود به پشت صحنه می‌رود و اشک می‌ریزد. چاپلین پنج ساله به روی صحنه می‌رود و تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام می‌کند. با بستری شدن مادر , چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند , مشغول به کار شدند. سالهای پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلمهای چاپلین در سالهای بعد می‌گذارد. در سال ۱۹۲۸ مادر می‌میرد. زمانی که ۷ سال از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود می‌گذرد. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به مابقی برادران در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

 

چاپلین آمریکا را از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. در زمان همکاری با شرکت کارنو , چاپلین در آمریکا هم اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس باز می‌گردد اما چاپلین در آمریکا می‌ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم سازان قرار می‌گیرد و از آن پس با شرکت فیلم سازی کی استون همکاری می‌کند. وی نخستین فیلمش را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز می‌کند. در این کمپانی و با این فیلم چاپلین به شهرت سریعی می‌رسد.

 

پرونده:Charlie Chaplin I.jpg

 

بازیگر پیشرو

در سال ۱۹۱۴ با کمپانی کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش اینچنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفشهای بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم, پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباسها را پوشیدم , خود لباسها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم , کاملا متولد شده بود.

فیلمهای نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود , از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این کمپانی فیلم سازی کرد و بعنوان کارگردان فیلمهای کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبانهای مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک کمپانی تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد. در سال ۱۹۱۶ کمپانی فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلندمدت کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلمهای که در این کمپانی ساخته شد, به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سالها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانی آغاز کرد. از سال ۱۹۱۸ چاپلین در استودیو خود مشغول به کار شد. تمام فیلمهای پیشین دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

 

جوایز اسکار

  • برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال ۱۹۷۳.
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین فیلم نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۱.
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال ۱۹۴۸.
  • دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال ۱۹۲۹.
  • دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال ۱۹۷۲.
  • برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال ۱۹۷۲.


+| نوشته شده توسط DJMZ در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 9:26

استنلی کوبریک

استنلی کوبریک

 

Kubrick 70s.jpg

 

استنلی کوبریک (به انگلیسی: Stanley Kubrick) کارگردان و تهیه‌کنندهٔ یهودی‌تبار آمریکایی است که یکی از بهترین کارگردانان جهان در قرن بیستم به حساب می‌آید.[نیازمند منبع] بیشتر فیلم‌های کوبریک اقتباسات ادبی هستند. فیلمهای کوبریک معمولا جنجالی و همینطور مورد ستایش منتقدان واقع شده‌اند.کوبریک به دقیق بودن و به نمایش درآوردن همه جزئیات دقیق در فیلمهایش معروف بود.به همین علت روش او در فیلمسازی کند و طولانی بوده , تا آنجا که گاهی میان دو فیلم او سالها وقفه می‌افتاده‌است. او در طول ۴۸ سال فعالیت در حیطه کارگردانی تنها ۱۳ فیلم بلند ساخت. سبک‌های گوناگون فیلمهایش و انزوای او چه در روش فیلمسازی و چه در مورد شخصیت فردی وی ,او را مشهور ساخته‌است.استنلی کوبریک یکی از معدود کارگردانان کمالگرا در تاریخ سینما به شمار می‌آید. او و اورسن ولز , دو نابغه دنیای سینما شناخته می‌شوند.

 

زندگی نامه


 

نوجوانی و جوانی

استنلی کوبریک در سال ۱۹۲۸ در منهتن نیویورک به دنیا آمد. او اولین فرزند از خانوادهٔ چهار نفره ژاک کوبریک و همسرش گرترود بود.خواهرش باربارا در سال ۱۹۳۴ به دنیا آمد.اجداد کوبریک از مهاجران یهودی ساکن اتریش بودند.پدر او جک , یک پزشک بود و آنها در موقع تولد استنلی در آپارتمانی در خیابان کلینتون ۲۱۶۰ در برانکس زندگی می‌کردند.پدرش در ۱۲ سالگی شطرنج را به او آموخت که در سراسر زندگی اش به عنوان یک علاقه ماندگار شد. در سن ۱۳ پدرش به عنوان هدیه تولد یک دوربین گارفلکس به او هدیه داد که توجه استنلی جوان را به عکاسی سوق داد.در نوجوانی به موسیقی جاز علاقه پیدا کرد و مدت کمی هم به عنوان یک نوازندهٔ درام مشغول بود

 

در دوران دبیرستان، کوبریک به وسیلهٔ دوربینی که از پدرش هدیه گرفته بود، به طور جدی به عکاسی پرداخت و به زودی به عنوان عکاس رسمی مدرسه شناخته شد. بعد از فارغ‌التحصیلی، عکس‌های خود را برای مجلهٔ نیویورکی لوک فرستاد. پس از مدتی به بازی‌ حرفه‌ای شطرنج روی آورد و در همین حال فروش عکس به مجلهٔ لوک را نیز ادامه می‌داد، او در سال ۱۹۴۶ به عنوان یکی از خبرنگاران تمام وقت مجله شناخته شد. در شش سال فعالیت کوبریک در مجلهٔ لوک او عکس‌های بسیاری از مناظر و وقایع در آمریکا گرفت. او در این سال‌ها با توبا متز ازدواج کرد و به دهکدهٔ گرنویچ واقع در نیویورک نقل مکان کرد. او با دیدن فیلم‌های سینمایی در نیویورک، تحت تأثیر کارگردانی قرار گرفت.

 

دوران فیلمسازی


 

 

در سال ۱۹۵۱ «آلن سینگر» دوست کوبریک او را تشویق کرد که یک فیلم مستند کوتاه برای شرکت March of Time بسازد. کوبریک موافقت کرد و با هزینهٔ شخصی فیلم روز نبرد را ساخت. اگرچه پخش‌کننده در همان سال کارش را تعطیل کرد، اما کوبریک توانست فیلم را به قیمت ۱۰۰ دلار به شرکت «آر. ک. او» (به انگلیسی: RKO) بفروشد. کوبریک کار در مجله لوک را رها کرد و دومین مستند کوتاهش را با نام «کشیش پرنده» در همان سال و با سرمایه‌گذاری RKO ساخت. سومین فیلمش «ملوان» اولین فیلم رنگی او به مدت ۳۰ دقیقه، تبلیغی برای «اتحادیهٔ جهانی ملوانان» بود. این فیلم‌ها همراه با چند فیلم کوتاه دیگر که اکنون باقی نمانده‌اند، تنها آثار او در ژانر(گونه) سینمای مستند بودند. او همچنین دستیار کارگردان یکی از قسمت‌های برنامه تلویزیونی «اتوبوس همگانی» درباره زندگی آبراهام لینکلن بود.

«ترس و تمایل (علاقه)» در سال ۱۹۵۳ اولین فیلم داستانی کوبریک بود. ترس و تمایل، داستان گروهی سرباز بود که در جنگی خیالی پشت خطوط دشمن گیر افتاده بودند. در پایان آن‌ها درمی‌یافتند که تصویر دشمنان درواقع همان تصویر خودشان است (بازیگران دو نقش یکی بودند). کوبریک و همسرش توبا متز تنها عوامل فیلم بودند و داستان را دوست کوبریک «هوارد ساکلر» نوشته بود که بعدها نویسندهٔ موفقی شد. فیلم با برخورد خوبی مواجه شد اما توفیق تجاری نیافت. بعدها وقتی کوبریک کارگردان مهمی شد آن را اثر یک تازه‌کار که باعث خجالت او است نامید و نگذاشت که در هیچ‌جا به عنوان آثار قبلی او نمایش داده شود. بعدها به شکل غیررسمی به صورت DVD منتشر شد و دانشجویانی که آن را دیدند معتقد بودند واقعاً کار جالبی نبوده‌است.

زندگی مشترک او با «توبا» دوست دوران مدرسه‌اش هم‌زمان با ساخت «ترس» پایان یافت. او با «روت سوبوتکا» رقصندهٔ اتریشی در سال ۱۹۵۴ ازدواج کرد. او باید در فیلم بعدی کوبریک با نام «بوسهٔ قاتل» (۱۹۵۵) هنرنمایی می‌کرد. بوسهٔ قاتل، همانند «ترس و تمایل» فیلمی کوتاه با زمانی کم‌تر از یک ساعت بود. و همانند آن با توفیق تجاری و انتقادی کمی مواجه شد. فیلم داستان مشت‌زن سنگین‌وزنی است که در پایان دوران حرفه‌ای خود درگیر یک جنایت می‌شود. این دو فیلم با سرمایه خانوادگی خود کوبریک تهیه شدند.

اولین فیلم حرفه‌ای

آلکس سینگر، کوبریک را به تهیه‌کنندهٔ جوانی به نام «جیمز بی هریس» معرفی کرد و آن دو برای تمام عمر دوست هم باقی ماندند. شرکت مشترک آن دو هریس-کوبریک، تهیه کنندهٔ سه فیلم بعدی او بود. آن دو حقوق کتاب «شکست کامل» (به انگلیسی: Clean Break) نوشتهٔ «لیونل وایت» را خریدند، کوبریک و «جیم تامپسون» آن را به داستانی دربارهٔ سرقت از یک مسابقه که پایان وحشتناکی دارد تبدیل کردند. «استرلیگ هیدن» در این فیلم بازی کرد.

«کشتن» اولین فیلم کوبریک با بازیگران و دست‌اندرکاران حرفه‌ای بود. فیلم به‌خوبی از روش داستان‌گویی غیرخطی استفاده کرده بود که در دههٔ ۵۰ نامتداول بود و اگرچه توفیق تجاری نیافت ولی با تحسین منتقدان مواجه شد. تحسین زیاد از فیلم توجه استودیوی «متروگلدین مه‌یر» را جلب کرد و به او پیشنهاد ساخت دو فیلم‌نامه که در اختیار آن‌ها بود داده شد. کوبریک داستان «رازهای آشکار» نوشتهٔ نویسندهٔ آلمانی «اشتفان تسوایگ» را انتخاب کرد. اما آن‌ها پیش از ساخت به توافق نرسیدند.

 

فیلم شناسی


  • ۱۹۹۹- چشمان کاملاً بسته
  • ۱۹۸۷- غلاف تمام فلزی
  • ۱۹۸۰- درخشش
  • ۱۹۷۵- بری لیندون
  • ۱۹۷۱- پرتقال کوکی
  • ۱۹۶۸- ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی
  • ۱۹۶۴- دکتر استرنجلاو: چگونه یاد گرفتم که از بمب نترسم و آن را دوست داشته باشم
  • ۱۹۶۲- لولیتا
  • ۱۹۶۰- اسپارتاکوس
  • ۱۹۵۷- راه‌های افتخار
  • ۱۹۵۶- قتل
  • ۱۹۵۵- بوسه قاتل
  • ۱۹۵۳- ترس و علاقه


جوایز

  • ۱۹۸۸- نامزد اسکار فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم غلاف تمام فلزی به همراه مایکل هر و گوستاو هاسفورد.
  • ۱۹۷۶- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم بری لیندون.
  • ۱۹۷۶- نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم بری لیندون.
  • ۱۹۷۶ - نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم بری لیندون.
  • ۱۹۷۲- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم یک پرتقال کوکی.
  • ۱۹۷۲ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم یک پرتقال کوکی.
  • ۱۹۷۲- نامزد اسکار فیلم‌نامه اقتباسی برای فیلم یک پرتقال کوکی.
  • ۱۹۶۹- برنده اسکار جلوه‌های ویژه برای فیلم ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی.
  • ۱۹۶۹- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی.
  • ۱۹۶۹- نامزد اسکار فیلم‌نامه اقتباسی برای فیلم ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی به همراه آرتور سی کلارک.
  • ۱۹۶۵ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم دکتر استرنجلاو: چگونه یاد گرفتم که از بمب نترسم و آن را دوست داشته باشم.
  • ۱۹۶۵ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم دکتر استرنجلاو: چگونه یاد گرفتم که از بمب نترسم و آن را دوست داشته باشم.
  • ۱۹۶۵ - نامزد اسکار فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم دکتر استرنجلاو: چگونه یاد گرفتم که از بمب نترسم و آن را دوست داشته باشم به همراه پیتر جرج و تری ساترن.


+| نوشته شده توسط DJMZ در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت 13:19

جاده مالهالند

جاده مالهالند

 

mulholland_drive_b.jpg mulholland dr image by andst812

 

جاده مالهالند (به انگلیسی: Mulholland Drive) فیلمی از دیوید لينچ کارگردان آمریکایی در ژانر جنائی ساخته شده به سال ۲۰۰۱ می‌باشد. نویسنده و کارگردان این اثر دیوید لینچ می‌باشد که در این فیلم عناصر سورائالیستی به معنای واقعی به تصویر می‌کشد.این فیلم شدیدا مورد تحسین منتفدین قرار گرفت به طوری که علاوه بر نامزدی بهترین کارگردان از آکادمی اسکار جایزه بهترین کارگردان را از جشنواره کن برای لینچ به ارمغان آورد.این فیلم در کنار فیلمهای مخمل آبی (۱۹۸۶) و کله پاک‌کن (۱۹۷۷) جزو آثار فاخر دیوید لینچ می‌باشد.


داستان

داستان این فیلم به صورت پیوسته نمی‌باشد به طوری که داستان این فیلم در چند وهله اتفاق می افتد. زنی سیاه موی (لورا النا هرینگ) موفق به فرار از دست قاتلینش در هنگامی که در اثر تصادف خودروی قاتلین در جاده مالهالند فقط وی زنده مانده می‌شود. وی که در اثر تصادف مجروح شده به طور پنهانی به خانه پیرزنی که در حال رفتن به مسافرت است می‌شود.
هنر پیشه جوان و بلند پروازی به نام بتی (نائومی واتس) که برای بازی در هالیوود از کانادا به لس آنجلس آمده هنگام ورود به خانه عمه اش که برای ضبط فیلمی به کانادا رفته با زن سیاه مو روبرو می‌شود. زن سیاه مو که حافظه خود را در اثر تصادف از دست داده در اثر دیدن پوستر فیلم گیلدا(۱۹۴۶) که در بالای آینه قرار دارد خود را به اسم هنرپیشه اصلی یعنی ریتا معرفی می‌کند. بتی تصمیم می‌گیرد به ریتا برای بازگشت حافظه اش کمک کند و به همین منظور سراغ کیف دستی ریتا می‌رود و مبلغ قابل توجهی پول به همراه یک کلید نامتعارف آبی رنگ پیدا می‌کند.
پسری داخل یک رستوران به اسم وینکی داستان ٬ کابوسی هولناک را که شب قبل دیده را برای هم میزی خود تعریف می‌کند. هنگامی که این دو برای وارسی پشت رستورانی که پسر در خواب دیده می‌روند در اثر مشاهده موجودی هولناک پسر از ترس جان می‌دهد.
یک قاتل دست و پا چلفتی پس از دزدیدن کتابی پر از شماره تلفن و قتل سه نفر فرار می‌کند.
کارگردانی هالیوودی به نام ادام کشر (جاستین تروکس) در ملاقاتی که با تهیه کنندگان فیلمش دارد از طرف انها تحت فشار قرار می‌گیرد که از هنرپیشهٔ زن گمنامی به نام کامیلا رودس در نقش اول فیلمش اسبفاده کند ولی پس از امتناع وی از کارگردانی اثر بر کنار می‌شود.هنگامی که کشر به خانه بر می‌گردد می بیند که همسر وی در حال معاشقه با یک مرد غریبه می‌باشد پس از یک درگیری مضحک ٬ کشر خانه را ترک می‌کند و بعداً در اثر تماس منشی دفترش متوجه می‌شود حساب بانکیش مسدود شده و عملا ورشکست شده. منشی کشر همچنین به وی می‌گوید مردی به اسم کابوی تقاضای ملاقات با وی را دارد که کشر قبول می‌کند و برای ملاقات با وی به یک اسطبل می‌رود. کابوی به کشر توصیه می‌کند بازی کامیلا را در فیلمش قبول کند. ریتا در اثر دیدن گارسونی به اسم دیانا در رستوران وینکی اسم دایان سیلوین را به خاطر می‌آورد ولی هنوز مطمئن نیست که این اسم ٬ اسم خودش است یا فرد دیگر به همین منظور به همراه بتی شماره وی را در دفترچه تلفن پیدا می‌کنند و با وی تماس می‌گیرند ولی کسی پاسخ نمی‌دهد. بتی برای تست بازی می‌رود و پس از نمایشی خیره کننده مسئول انتخاب بازیگر وی را به محل ضبط فیلمی به اسم "داستان سیلویا نورث" به کارگردانی آدام کشرمی‌برد. ولی هنگامی که کامیلا رودز تست می‌دهد آدام می‌گوید "این خودشه" . بتی پیش از ملاقات ادام به علت قراری که با ریتا دارد محل را ترک می‌کند. بتی و ریتا به خانه دایان سیلوین می‌روند و پس از این که کسی در را باز نمی‌کند از پنجره وارد خانه می‌شوند و داخل حمام با جنازه فردی که چند روز است فوت شده مواجه می‌شوند. هنگام بازگشت به آپارتمان برای این که ریتا بسیار ترسیده بود توسط کلاه گیسی که بتی به او می‌دهد تغییر قیافه می‌دهد. آن شب بتی و ریتا پس از عشق بازی که انجام می‌دهند تا ساعت ۲ صبح می خوابند در این هنگام در اثر اصرار ریتا آن دو به باشگاه سکوت می‌روند. مجری صحنه به چند زبان می‌گوید "همه چیز فریب است". در همین هنگام بتی داخل کیفش یک جعبه آبی پیدا می‌کند که با کلیدی که در کیف ریتا پیدا کردند به هم می‌خورند هنگامی که در جعبه را می گشایند بتی ناپدید می‌شود وریتا به زمین می افتد.
کابوی در پاشنه در دایان سیلوین ایستاده و به وی می‌گوید "خوشگله وقتش بیدار شی" دایان بیدار می‌شود چهره دایان دقیقاً شبیه بتی می‌باشد. وی که در اثر دادن نقشی که وی دوست داشت به کامیلا رودز شدیداً افسرده می‌باشد توسط کامیلا به مهمانی در خانه آدام کشر که در جاده مالهالند قرار دارد دعوت می‌شود. دقیقاً در محلی که در صحنه اول فیلم تصادف ریتا اتفاق افتاد لیموزین توقف کرده و کامیلا به دایان پیشنهاد می‌دهد از یک راه میانبر به خانه ادام بروند که وی نیز قبول می‌کند ادام که یک کارگردان مطرح و متمول هالیوودی می‌باشد عاشق کامیلا می‌باشد. در هنگام شام ٬ دایان داستان آمدنش به هالیوود و آشنایی با کامیلا را تعریف می‌کند. در همین هنگام یک زن دیگر حاضر در مهمانی کامیلا را می بوسد و به دایان لبخند می‌زند. در پایان مهمانی ادام می‌گوید که قصد دارد که با کامیلا ازدواج کند که این مساله خاطر دایان را که عاشق کامیلا می‌باشد می آزارد به طوری که وی یک قاتل حرفه‌ای را در رستوران ویکی ملاقات و اجیر می‌کند تا کامیلا را به قتل برساند قاتل به دایان می‌گوید پس از انجام ماموریت وی یک کلید آبی پیدا می‌کند.
پس از کشتن کامیلا دایان شدیداً عذاب وجدان می گیرید و در حالت توهم مربیان رقصش که مشوق وی برای حضور در هالیوود بودند به صورت دو آدمک از جعبه آبی بیرون آمده و دایان را تعقیب می‌کنند دایان از داخل کشوی اتاق خوابش یک اسلحه در آورده و خودکشی می‌کند.



+| نوشته شده توسط DJMZ در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 13:28

پیر پائولو پازولینی(کارگردان ایتالیایی)

پیر پائولو پازولینی

 

P p pasolini.jpg

 

پیر پائولو پازولینی (به ایتالیایی: Pier Paolo Pasolini) ‏ (۵ مارس ۱۹۲۲- ۲ نوامبر ۱۹۷۵) شاعر، کارگردان، نویسندهٔ معاصر ایتالیایی است. وی از برجسته‌ترین هنرمندان و روشنفکران ایتالیا در قرن بیستم است.


پازولینی در ۱۹۲۲ در بولونيا به دنيا آمد. او از فيلمسازان نسل دوم سينمای بعد از جنگ ايتاليا است که علاوه بر فيلم‌سازی، در نوشتن رمان، شعر و نقدهای سينمایی و فرهنگی نيز دست داشته است.

سينمای پازولینی آميزه‌ای از شعر، استعاره، اسطوره‌شناسی، روان‌شناسی و ديالکتيک مارکسيستی است.

وی فعاليت اش را در سينما با نوشتن فيلمنامه شب های کابيريا برای فدریکو فلینی آغاز کرد.

فيلم انجیل به روایت متی او هنوز زيباترين و غير متعارف ترين روايتی است که تا کنون از زندگی عيسی مسيح در سينما ارائه شده است. تمام فيلم با بازيگران غير حرفه‌ای و در لوکيشن های بديع و خيره کننده فلسطين فيلمبرداری شده است.

بسياری از فيلم های پازولینی، اقتباس های مدرن از آثار کلاسيک ادبی جهان اند که با تاويل ويژه او ارائه شده اند، آثاری چون ادیپ شهریار، مده‌آ، دکامرون، حکایت‌های کانتربوری و داستان‌های عشقی هزار و یک شب.

 

 

آخرين فيلم پازولینی قبل از مرگ، فيلمی است با نام سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم که پازولینی فيلمنامه آن را با کمک رولان بارت بر اساس داستان غريب و پورنوگرافيک مارکی دوساد نوشته است و بيانيه‌ای است عليه فساد اخلاقی فاشيسم ايتاليا.

پازولینی نه تنها يک فيلمساز برجسته، بلکه شاعری بزرگ و نظريه پرداز معتبر سينما نيز بود. مقاله سينمای شعر که او در ژوئن ۱۹۶۵ در نخستين فستيوال فيلم پزارو قرائت کرد و در اکتبر ۱۹۶۵ در نشريه کايه دو سينما منتشر شد، يکی از مهم ترين مقاله هائی است که در باره ماهيت شعرگونه سينما و زيبائی شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادميک و تحليلی بسياری برخوردار است.

پازولینی در ۱۹۷۵ در اوستيا در نزديکی رم، به دست جوانی به قتل رسيد که مدعی شد پازولینی قصد تجاوز به او را داشته است. اما بسياری معتقدند که قتل او مشکوک و به دليل انگيزه‌های سياسی بوده است.


فیلم‌شناسی

 

 

  • آکاتونه، (به ایتالیایی: Accattone)، ایتالیا، ۱۹۶۱.
  • ماما روما، (به ایتالیایی: Mamma Roma)، ایتالیا، ۱۹۶۲.
  • پنیر بی‌نمک، (به ایتالیایی: La ricotta)، فرانسه و ایتالیا، ۱۹۶۲.
  • خشم، (به ایتالیایی: La Rabbia)، ایتالیا، ۱۹۶۳.
  • مجالس عشق، (به ایتالیایی: Comizi d'amore)، ایتالیا، ۱۹۶۳.
  • مکان‌یابی در فلسطین، (به ایتالیایی: Sopralluoghi in Palestina)، ایتالیا، ۱۹۶۳.
  • انجیل به روایت متی، (به ایتالیایی: Il Vangelo secondo Matteo)، ایتالیا و فرانسه، ۱۹۶۴.
  • پرنده‌های بزرگ و پرنده‌های کوچک، (به ایتالیایی: Uccellacci e uccellini)، ایتالیا، ۱۹۶۵.
  • تماشای زمین از کره ماه، (به ایتالیایی: La Terra vista dalla Luna)، فرانسه و ایتالیا، ۱۹۶۶.
  • ابرها چیستند؟، (به ایتالیایی: ?Che cosa sono le nuvole)، ایتالیا، ۱۹۶۷.
  • ادیپ شاه، (به ایتالیایی: Edipo re)، ایتالیا و مراکش، ۱۹۶۷.
  • تئورما، (به ایتالیایی: Teorema)، ایتالیا، ۱۹۶۸.
  • داستان گل کاغذی، (به ایتالیایی: La sequenza del fiore di carta)، ایتالیا و فرانسه، ۱۹۶۸.
  • یادداشت‌های سفر برای فیلمی دربارهٔ هند (فیلم مستند برای تلویزیون ایتالیا)، (به ایتالیایی: Appunti per un film sull'India).
  • خوک‌دانی، (به ایتالیایی: Porcile)، فرانسه و ایتالیا، ۱۹۶۹.
  • یادداشت‌هایی برای یک اورستی آفریقایی، (به ایتالیایی: Appunti per un'Orestiade Africana)، ایتالیا، ۱۹۶۹.
  • مده‌آ، (به ایتالیایی: Medea)، ایتالیا و فرانسه،‌ ۱۹۶۹.
  • دکامرون،(به ایتالیایی: Il Decameron)، ایتالیا و فرانسه،‌۱۹۷۰.
  • یادداشت‌هایی برای داستانی دربارهٔ رفتگرها، (به ایتالیایی: Appunti per un romanzo dell'immondizia)، ایتالیا، ۱۹۷۰.
  • حکایت‌های کانت‌بوری، ایتالیا و فرانسه، ۱۹۷۱.
  • فیلم مستند کوتاه، (به ایتالیایی: I Racconti di Canterbury)، ۱۹۷۲.
  • دوازده دسامبر، (به ایتالیایی: 12Dicembre)، ایتالیا، ۱۹۷۲.
  • داستان‌های عشقی هزار و یک شب، (به ایتالیایی: Il fiore delle Mille e una Notte)، ایتالیا و فرانسه، ۱۹۷۳.
  • دیوارهای صنعا، (به ایتالیایی: Le mura di Sana'a)، ایتالیا، ۱۹۷۳.
  • سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم، (به ایتالیایی: Salò o le 120 giornate di Sodoma)، ایتالیا و فرانسه، ۱۹۷۵.

 



+| نوشته شده توسط DJMZ در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 16:15

فرانسیس فورد کاپولا

فرانسیس فورد کاپولا

Francis Ford Coppola.jpg

 

 فرانسیس فورد کاپولا (۷ آوریل ۱۹۳۹، دیترویت، میشیگان) یکی از مشهورترین کارگردانان و تهیه‌کنندگان آمریکایی ایتالیایی‌تبار سینمای هالیوود است. او به جز کارگردانی، فیلمنامه می‌نویسد، شراب تجارت می‌کند، مجله چاپ می‌کند و صاحب هتل نیز هست. او را بیشتر به خاطر ساخت سه‌گانه پدرخوانده می‌شناسند.


زندگی‌نامه

کاپولا در ۱۹۳۹ در دیترویت به دنیا آمد اما کودکی و نوجوانی خود را در نیویورک همراه با خانواده آمریکایی ایتالیایی خود گذراند. پدرش کارمینه کاپولا آهنگساز و موسیقیدان و مادرش بازیگر بود. او مدرک خود را در ادبیات نمایشی از دانشگاه هوفسترا اخد نمود و سپس به دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس به تحصیل فیلم‌سازی پرداخت. او کار خود را در سینما با دستیاری راجر کورمن شروع کرد و در چند فیلم به عناوین مختلف او را یاری کرد. در سال ۱۹۶۳ اولین فیلم خود را ساخت و در چهار سال بعد از آن مشغول فیلم‌نامه نوشتن شد او توانست درسال ۱۹۶۶ برنده اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی شود. در سال ۱۹۶۶ کمپانی مستقل فیلم زئوتروپ را همراه با جورج لوکاس تأسیس کرد. اولین فیلم این کمپانی به کارگردانی جورج لوکاس و تهیه‌کنندگی کاپولا بود. دومین فیلمی که به این صورت تهیه شد توانست در پنج رشته جایزه اسکار نامزد شود که یکی از این نامزدی‌ها جایزه بهترین فیلم بود .


منتخب فیلم‌شناسی

  • حالا تو بچه بزرگی هستی (۱۹۶۶)
  • پدرخوانده (۱۹۷۲)
  • مکالمه (۱۹۷۴)
  • پدرخوانده: قسمت دوم (۱۹۷۴)
  • اینک آخرالزمان (۱۹۷۹)
  • پدرخوانده: قسمت سوم (۱۹۹۰)
  • دراکولای برام استوکر (۱۹۹۲)
  • باران‌ساز (۱۹۹۷)
  • جوانی بدون جوانی (۲۰۰۷)


جوایز

  • ۱۹۹۱ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم پدرخوانده: قسمت سوم
  • ۱۹۹۱ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم پدرخوانده: قسمت سوم
  • ۱۹۸۰ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم اینک آخرالزمان
  • ۱۹۸۰ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم اینک آخرالزمان به همراه فرد روس، گری فدریکسون و تام استرنبرگ
  • ۱۹۸۰ - نامزد اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فیلم اینک آخرالزمان به همراه جان میلوش
  • ۱۹۷۵ - برنده اسکار کارگردانی برای فیلم پدرخوانده: قسمت دوم
  • ۱۹۷۵ - برنده اسکار بهترین فیلم برای فیلم پدرخوانده: قسمت دوم به همراه گری فدریکسون و فرد روس
  • ۱۹۷۵ - برنده اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فیلم پدرخوانده: قسمت دوم به همراه ماریو پوزو
  • ۱۹۷۵ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم مکالمه
  • ۱۹۷۵ - نامزد اسکار فیلمنامه غیر اقتباسی برای فیلم مکالمه
  • ۱۹۷۴ - نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم گرافیتی آمریکایی به همراه گری کورتز
  • ۱۹۷۳ - برنده اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فیلم پدرخوانده به همراه ماریو پوزو
  • ۱۹۷۳ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم پدرخوانده
  • ۱۹۷۱ - برنده اسکار فیلمنامه غیر اقتباسی برای فیلم پاتن به همراه ادموند نورث
  • ۱۹۷۹ - برنده جایزه فیپرسکی جشنواره کن برای فیلم اینک آخرالزمان
  • ۱۹۷۹ - برنده نخل طلای جشنواره کن برای فیلم اینک آخرالزمان
  • ۱۹۷۴ - برنده نخل طلای جشنواره کن برای فیلم مکالمه
  • ۱۹۶۷ - نامزد نخل طلای جشنواره کن برای فیلم حالا تو بچه بزرگی هستی

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



+| نوشته شده توسط DJMZ در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 11:23


درباره


سلام دوستان.
به وبلاگ عشق به سینما خوش آمدید..... ما در این وبلاگ همه جور مطلب سینمایی قرار میدیم....و اگر شما نظر بدید و درخواست کنید مطلب مورد نظر شما البته!!! سینمایی در وبلاگ قرار داده میشه.......... در ضمن این وبلاگ اعضای نویسنده جدید هم می پذیره......


نظر یادتون نره.


موضوعات


لينکستان
قالب وبلاگ
.::جک و لطیفه و مطالب جالب و خواندنی و. . . ::.
spanish guitar.::
.::پردیس جم::.
.::آرزو::.
.::یک تئاتری فعال روزنامه نگار::.
.::نوین تصویر::.
.::هنر هفتم::.
.::تئاتر -سینما -موسیقی وهویت آریایی::.
.::گروه نمایش رادیو::.
.::دوستت دارم::.
.::سینمای حرفه ای جهان::.
.::کیمیای هنر::.
::ويرانه هاي دل::.
.::زگیل خان::.
.::خانه ي هنرمندان::.
.::بزرگترين آرشيو عکس هاي بريتني در ايران::.
.::پاژیا (تئاتر و سینما)::.
.::حوض نقاشی::.
.::عکس به دیدنش می ارزه و یه کم مطالب دیگه::.
.::خبرهایی از هنرمندان داخل و خارج کشور::.
.::پخش مستقیم حرم امام حسین::. کلیک کنید...
.::در ستایش سینما::.
.::تئاتر - نان و دیگر هیچ ( تئاتر فراسو )::.
.::هواداران اس اس::.
.::نو نما::.
.::M Download H ::.
.::R.K.O::.
.::سینمای هالیوود::.
.::بهترین زمینه::.
.::معرفی و بررسی جدیدترین فیلمهای هالیوود::.
๑۩۞۩๑the best soft wares๑۩۞۩๑
.::فیلمانیا::.
.::گلچین عکسها::.
.::DVD فروش آنلاين فيلم::.
.:بازار فيلم..Bazar Film::.
.::استودیو قرمز (فیلم - موسیقی - عکس)::.
.::زیر 18 سال کلیک نکنید::.
.::دانلود ْصحنه های XXX جی تی ای 5::.
.::هرچی که بخوای فقط کلیک کن::.
.::كافه وبلاگهاي ايراني::.
.::روان شناسی برای همه::.
.::اس ام اس تو ايران::.
.::Webzone News::.
.::فیلترشکن::.
.::پایگاه اخبار فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران ::.
.::بهترین برنامه های موبایل در وبلاگ بزرگ موبیلسکی::.
.::دنياي DVB SMS MOB::.
.::نرم افزار بازی کتاب آموزش ترفند::.
.::بررسی و فروش جدیدترین فیلم های هالیوود::.
.::Cinema::.
.::طلوع(تاریخ و ادبیات-سینما و موسیقی...)::.
.:: دانلود سیتی مکسافت::.
.::معرفی و بررسی جدیدترین فیلمهای هالیوود::.
.::معرفی فیلم::.
.::جدیدترین و بهترین ها::.


پيوندهاي روزانه
آرشيو پيوندها


اضافات

لينك Rss



Template By: TEMPHA.COM

All Rights Reserved 2009